research department of platform101 explores the Investigation of digital artists and digital art markets. The aim of the Department’s projects is to create various forms of experimental knowledge about digital art history.

این یک اشکال نیست، یک ویژگی است: ظهور هنر گلیچ
گریس وانگ
ترجمه: رامین سعیدیان

هنرمندان برای ایجاد اثری که اشکال و سنت های هنر را زیر سؤال می برد، از درخشش آشنای گلیچ‌های دیجیتالی استفاده می کنند.
گلیچ‌ها؛ همه ما آنها را دیده ایم: انفجار غیر منتظره‌ای از خطوط مبهم ، متوهم و آشفته که در تلویزیون ها و صفحه های کامپیوتر ما پخش می شود. یک اشکال دیجیتالی تصویری را که ما در حال مشاهده هستیم، شکسته و برای یک لحظه ناامیدکننده فیلم ، بازی یا عکس را قبل از بازگشت به حالت عادی قطع می کند.
گلیچ‌آرت پیکسل ها ، وقفه ها و اشکالات موقت را به خود اختصاص می دهد و آنها را با استفاده از تکنیک های دیجیتال به قطعات جالب بصری تبدیل می کند.
از ماه جولای ۲۰۱۳ ، مسافران حیرت زده روی سکوی یک در ایستگاه قطار بریستول‌تمپل‌میدز توانسته اند چهره ای از یک دختر نوجوان مدرسه‌ای را از دور ببینند. در بررسی دقیقتر ، دختر دچار شکستگی و تبدیل به بلوک می شود. لوک جرام ، هنرمندی کور رنگ است که این کار اثری از اوست که در آن توهمات نوری و درک بصری را بررسی می کند. این طرح دختر نوجوان براساس اسکن دختر خود جرام ، مایا ساخته شده است که نام این مجسمه نیز هست. مایا با استفاده از ایکس‌باکس کینکت و تجهیزات آزمایشگاه ماشین‌ویژن در بریستول اسکن شد. سپس اسکن در مربع هایی به نام وکسل پیکسل شد. آلومینیوم با برش دقیق بخش عمده ای از مجسمه را تشکیل داده ، با بیش از ۵۰۰۰ برچسب مربع‌شکل با اندازه ۱۲ در ۱۲ میلی متر که برای ساخت قطعه تمام شده با دقت روی آلومینیوم اعمال شده است.
متیو سنت‌پیر یک هنرمند کانادایی است ، که برای ایجاد تصاویر خود از برنامه های کام ای و سیگنال های ویدئویی آنالوگ استفاده می کند و نقص های الکترونیکی را به عنوان یک عنصر خلاق ترسیم می کند. قطعات “انتزاع” او که در سال ۲۰۱۲ ایجاد شده است، نوارهای رنگی کالئیدوسکوپی با درخششی آشنا از گلیچ های دیجیتالی است. با این حال ، سنت‌پیر از خطاهای دیجیتالی برای ایجاد قطعات اشباع از خطوط تکان دهنده و تکراری مانند برآمدگی در یک دریچه بازتابی رنگ استفاده کرده است. با استفاده از این مفهوم فیلیپ استارنس در منسوجات گلیچ ، پارچه هایی را با هنر دیجیتالی خلق و پروژه اجتماعی خود را در سال ۲۰۱۱ راه اندازی کرده است. او الگوهای حاصل از دوربین های مدار‌بسته و سخت افزارهای ناقص را تبدیل به پارچه های پشمی و پارچه هایی نرم و روشن با الگوهای الگوریتمی می کند.
یک هنرمند دیگر به نام کوایولا مستقر در لندن ، در اکتبر ۲۰۱۱ ویدئو چیدمانی را در کاخ هنرهای زیبای لیل به نمایش گذاشت که از تقسیمات پیکسلی‌ نقاشی های کلاسیک روبنس و ون‌دایک در مجموعه ای از فلاندر تشکیل شده است. یک فرآیند دقیق کامپیوتری بخش هایی از نقاشی را تقسیم می کند و آنها را به بلوک و شکل های سه بعدی تبدیل می کند. بوم صاف، شکسته شده و به اشکال مختلف شکسته شده‌ای مانند چین های کاغذ اریگامی تبدیل می شود و با استفاده از فن آوری های جدید ، تعبیر جدیدی از آثار سنتی ایجاد می کند.
میشکا هننر عکاس مستقر در منچستر ، به دلیل اختصاصی کردن تصاویری که در دسترس عموم است و محو‌کردن خط مالکیت آن تصاویر مشهور شد. مجموعه چشم‌انداز‌ هلندی که در سال ۲۰۱۱ تولید شده و در ماه می تا سپتامبر ۲۰۱۲ به نمایش گذاشته شد ، شامل مجموعه های نقشه‌برداری شده گوگل از هلند است. دولت هلند با استفاده از پیکسل های چند ضلعی، مناطقی را در عکس های هوایی مسدود کرده است تا مکان های اصلی موشک ، پایگاه های هوایی و کاخ های سلطنتی را که یک خطر امنیتی یا مکان حساس سیاسی محسوب می شوند ، پنهان کند. هننر درون تصاویر را مجدداً مورد انتقاد قرار می دهد ، و بلوک های پیکسلی را که سانسور نقاط دیدنی هلند است را نقد می کند.
گلچ آرت در حال بازگرداندن نور جدیدی بر روی گسلها و وقفه های دیجیتالی و تبدیل آنها به آثار زیبایی است.

*www.thegurdian.com

گلیچ‌آرت؛ زیبایی‌شناسی وقفه در پیکسل

رامین سعیدیان

هنر پسامدرن از هر ایده ای برای خلق اثر استقبال می‌کند. تصور کنید در حال تماشای ویدئو در مانیتور کامپیوتر یا تلویزیون هستید؛ یک مشکل دیجیتالی در تصویر و شکسته شدن پیکسل‌های آن آشفتگی و توهمی در تصویر ایجاد می کند که ما را در یک لحظه شوکه کرده و از حالت عادی تماشای ویدئو خارج می‌کند.
استفاده از این وقفه دیجیتالی تصویری، هنری را بنیان نهاده که گلیچ‌آرت خوانده می‌شود. این برای اولین بار در تاریخ هنر معاصر نیست که یک مفهوم زائد یا ضد زیبایی در ظاهر، باعث‌و‌بانی هنر نوپایی می‌شود که در نهایت با خلاقیت هنرمند به زیبایی بصری می‌انجامد.
خطاهای فن‌آوری که محصول نقص در دستگاه‌های دیجیتالی هستند به ما تصاویر ناقصی ارائه می‌دهند. این خطوط ناقص و درهم تنیده ویدئویی و نویزهای صوتی، نقوش پیکسلی و‌ دیجیتالی زیبایی‌شناسی گلیچ‌آرت را تشکیل می‌دهند. در پروسه خلق اثر از طرفی ما به پخش‌کننده دیجیتالی به عنوان رسانه متکی هستیم و از طرف دیگر هنرمند قرار دارد و ضلع سوم را تفسیر این هنر دیجیتالی توسط مخاطب می‌سازد.
چشم انسان در مسیر ساختن تصویر توسط مغز مشارکتی پنهان دارد. با مراجعه به تاریخ هنر به نمونه هایی از این مشارکت بر‌میخوریم. نمونه بارز آن استفاده از نقص چشم در دیدن تصاویر واقعی و ساده‌سازی پیکسلی آن و کنارهم قراردادن آنها برای ساختن فرمال یک شیء یا منظره را با ظهور سبک امپرسیونیست در نقاشی شاهد هستیم. بعد از گذشت یک قرن وقتی به گلیچ می‌رسیم، ساده‌سازی یا تخریب فرم پیکسل‌ها در دیجیتال‌آرت که با ازدیاد پیکسل‌ها و بمباران تصویری همراه است رو‌برو می‌شویم. در گلیچ ما با تاخیر یا ریختگی ریتم در مرحله ارسال داده‌ها و دریافت داده‌ها و نمایش نقص پیکسلی در تصویر و پخش نویز صوتی در صدا مواجه هستیم.
گلیچ ژانری از ویژوال آرت است که این قابلیت را دارد که تبدیل به زبان گلیچ‌آرت شود. زبانی ملموس برای همه انسان‌ها تا به مفهوم متکثری از دیجیتال‌آرت برسند. از نمونه‌های ملموس و اولیه محصولات انسانی که در آن مفهوم ریختگی ریتم گلیچ اتفاق افتاده است، می‌توان به گره‌های اشتباه در رج‌های تارو‌پود به جا مانده از فرش پازوریک معروف اشاره کرد؛ یا در بخش صدا خاطره جمعی ما از صدای اتصال کامپیوترهای خانگی به اینترنت به صورت دیال‌آپ که نوعی از وجود نویز صوتی در زندگی معاصر را می‌سازد.
رُزا منکمن کیوریتور و ویژوال‌آرتیست هلندی یکی از پیشگامان گلیچ‌آرت است. منکمن بیشتر از اینکه آرتیست این سبک باشد، نظریه‌پرداز علمی گلیچ است. او برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ میلادی هنگامی که به بازدید نمایشگاه اشتباه جهانی که توسط جودی ( ژوان هیمسکرک و دریک پیسمانس ) هنرمندان بلژیکی-هلندی در موسسه هنررسانه آمستردام برگذار شده بود رفت، با مفهوم اولیه گلیچ آشنا شد. اما اثری که بیشترین تاثیر را روی او گذاشت بازی بدون عنوان(۱۹۹۶-۲۰۰۱) اثری از جودی نام داشت که درباره لرزه تصویری در بازی‌های ویدئویی بود.
در پایان نامه کارشناسی ارشد منکمن در سال ۲۰۰۶ ، که تمرکز خود را بر روی بازی بدون عنوان گذاشته بود ، او هنوز به آثار هنری جودی به عنوان “هنر گلیچ” اشاره نکرده بود- فقط به کلماتglitch و buggy اشاره کرده بود. این امر احتمالاً به این دلیل است که مفهوم هنرهای گلیچ فقط از فرهنگ صدا عبور می کرد و فقط به صورت پراکنده به فرهنگ هنرهای تجسمی می پیوندد. هنگامی که همکاری هنری را با نوازنده Goto80 آغاز کرد ، گلیچ به طور کامل وارد واژگان او برای هنرهای تجسمی و رسانه شد. منکمن در جزوه لحظات گلیچ از اینکه آندرس کارلسون در سال ۲۰۰۷ برای او توضیح داد كه چگونه از تراشه صدا Commodore 64 تراشهSID برای ایجاد موسیقی استفاده كرده می‌گوید. اشکالات مورد استفاده در Goto80 بافت کاملاً مشخصی به صدا (نتیجه مصنوعات نویز) داد و منکمن شروع به توسعه و شناخت معادلهای بصری با این فرآیند کرد. در آن زمان بیشتر فعالیتهای هنری آنلاین ، مکاتبات مبتنی بر مصنوعات بیشتر و بیشتر بین فن آوری های صوتی و تصویری ، مانند ترکیبات ، بازخورد ها و مضرات بود.
مانیفست او از مطالعه گلیچ حاوی عبارات پرشوری است از چرایی وجود پدیده مهمی که پتانسیل آن در هر بایت داده نهفته است. آزمایش‌های او با فشرده‌سازی ویدئو برای ایجاد تصاویر منحصر به فردی در حوزه رسانه‌های دیجیتال متمرکز شده است. در مانیفست مطالعات گلیچ منکمن از اثر انگشت نقص و نویز در هر جستجویی برای پیدا کردن مسیرهای بدون نویز صدا و نقص تصویر می‌گوید. او همچنین آرتیست‌ها را از گرفتار شدن در گرداب مقابله دیجیتال و آنالوگ نهی می‌کند و آنها را در هنر آوانگارد به دنبال کردن ناشناخته‌ها تشویق می‌کند. منکمن گلیچ را به عنوان یک پوسته بیرونی می‌بیند و رستگاری را در فروپاشی جستجو می‌کند. از نظر او گلیچ به ما استانداردهای جدیدی که توسط انحراف و ریختگی ایجاد می‌شود را نوید می‌دهد. او به ما در باب آسیب نرم‌افزارهای اتوماتیک تکثیر گلیچ آگاهی می‌دهد. منکمن معتقد است آرتیست باید مخاطب خود را وادار به سفر از طریق ویدئو دیجیتالی خود کند و از این عنصر نویز و نقص به عنوان کهکشانی در لفافه فن‌آوری و عملکردهای داخلی آن استفاده کند. منکمن به استقبال از زیبایی‌شناسی انتقادی رسانه‌های بینارشته‌ای معتقد است و در انتهای مانیفست خود نظریه گلیچ را همان چیزی می‌داند که همه می‌توانند با آن همراه شوند و جریان را نمی‌توان بدون انقطاع درک کرد.

سنت معرفی آینده سازان
درباره ی پلتفرم ۱۰۱ و اقتصاد هنر

رامین سعیدیان

فعالیت حمایتی جریان ساز در عرصه ی هنر و ادبیات می تواند در کوتاه مدت و در صورت استمرار در بلند مدت نتایج درخشانی را به ارمغان آورد. صفحات ادبیات در بخش پایانی مجله آمریکایی نیویورکر موفق شده یکی از این جریان سازان باشد. نیویورکر با انتخاب «بیست نویسنده ی زیر چهل سال» پیشگویی می کند که چه کسانی قرار است آینده ی ادبیات در دستانشان باشد. نتیجه ی گزارشی که روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۰ منتشر کرد، نشان می دهد از هر ۱۰۰ نویسنده ی آمریکایی که موفق شده اند جوایز ادبی مشهوری را دریافت کنند ۶۹ نفرشان در مجله ی نیویورکر داستانی منتشر کرده اند. مجله ی ادبی گرانتا که در انگلستان منتشر می شود، هم لیستی با عنوان «نویسندگان اثرگذار و قابل تامل» هر سال معرفی می کند تا همراه کارآمدی برای سنت معرفی آینده سازان باشد.
در طول پنجاه سال گذشته در بسیاری از کشورها، تقاضای آثار هنری بالا رفته و همزمان تعداد هنرمندان و دانشجویان هنر با نرخ بیشتری افزایش یافته است. در نتیجه درآمد آنها کم شده است.
پروفسور هانس ابینگ، استاد بازنشسته دانشگاه اراسموس هلند در جواب چرایی کاهش درآمدها در هنر می گوید: از آنجا که هنرمندان خود را مناسب حرفه های دیگر نمی دانند، باور دارند که با وجود دورنمای درآمد اندک، هنر برای آنها بهتر است. هنرمندان به نسبت سایر حرفه ها به پاداش های غیر پولی علاقه ی بیشتری دارند و این در حالی است که فکر می کنند چنین پاداش هایی در هنر بسیار زیاد است. هنرمندان عموما کمتر از سایر افراد از خطر می هراسند و این در حالی است که فکر می کنند سرمایه ی زیادی در هنر خوابیده است، چه به شکل پولی چه غیر پولی. هنرمندان به طور کلی بیش از افراد دیگر نسبت به مهارت ها و شانسشان اطمینان دارند و در عین حال اطلاعات موجود را ندیده می گیرند. به همین دلیل، پاداش های احتمالی را بیش از حد واقع برآورد می کنند. بازارهای برنده ی صاحب همه چیز در هنر نقش مهمی دارند و رقبای زیادی را گرد می آورند. از این رو، بسیاری از جوان ها هنرمند می شوند و محصولات هنری فراوانی را عرضه می کنند. همین امر موجب می شود تا میانگین درآمد در هنر پائین بماند.
پروفسور ابینگ که تخصصش اقتصاد هنر است، در برابر این پرسش که آیا همیشه درآمد هنری مثل امروز پایین بوده، معتقد است: گاهی اوقات، داشتن اطلاعاتی درباره ی قیمت کالاهای هنری و سبک زندگی هنرمندان گذشته وضعیت درآمدی هنرمندان مشهور و معمولی را برای ما آشکار می کند. برای مثال، تعداد نقاشان هلندی قرن هفدهم، همراه با نوسان های کلی اقتصاد رفاه، تغییر می یافت، اما درآمدشان نسبت به حرفه های مشابه پایین تر نبود. به نظر می رسد در قرن نوزدهم نیز نقاشان معمولی نسبت به نقاشان معاصر دستمزد بیشتری برای کارشان دریافت می کردند. اما امروزه بازار اولیه پر است از هنرمندانی که آثارشان را به قیمت های پایینی می فروشند. جدا از تازه واردهایی که قیمت های بالایی برای آثارشان طلب می کنند و اصلا نمی فروشند، تعداد اندکی از هنرمندان هستند که آثارشان به بازار ثانویه راه می یابد، بازاری که قیمت ها در آن به تندی بالا می رود.
مجید ملانوروزی، مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا اقتصاد هنر را اینگونه تحلیل می کند:«اقتصاد هنر بخش مهمی از اقتصاد دنیا است و اگر رسانه ها و مدیران فرهنگی بتوانند این موضوع را تبیین کنند که یک اثر هنری، ارزش اقتصادی دارد و آن اثر می تواند به شکل کتاب، کاتالوگ و کارت پستال ارائه شود، ارزش اقتصادی و مالی به ارمغان می آورد و جامعه را از نظر فرهنگی ارزشمند می کند».
بنا بر نظر لطفعلی عاقلی عضو هیئت علمی پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس، اقتصاد هنر به نحوه ی به کارگیری ابزارهای اقتصادی در قیمت گذاری، بازاریابی، تجارت و توزیع منافع حاصل از خرید و فروش خدمات و محصولات هنری گفته می شود. این تعریف تقریبا تمام حوزه های فعالیت هنری، از تولید فیلم و تالیف کتاب گرفته تا فعالیت های ورزشی و صنایع دستی را در بر می گیرد. عاقلی در مقاله ی «روندها، گرایش ها و دورنمای اقتصاد هنر در ایران» می نویسد: مطابق سنت رایج در تقسیم بندی های علم اقتصاد، اقتصاد هنر را می توان از جنبه های خرد و کلان نیز تحلیل کرد. اقتصاد خرد هنر به موضوع قیمت گذاری و انواع بازارهای موجود در این عرصه، از جمله بازار حراج آثار هنری، بازار سینما، بازار صنایع دستی و مانند آنها، اشاره دارد که هر کدام از این بازارها خود از تعداد کارگزاران و فعالان بازار(خریداران و فروشندگان)، نوع آثار خلق شده و عرضه شده، تبلیغات و اطلاع رسانی، و همین طور سیاست های اقتصادی دولت ها تاثیر می پذیرند. در بُعد کلان، مسائل کلی تر، از جمله تجارت بین المللی محصولات هنری و همین طور اشتغال، سرمایه گذاری و تولید آثار و محصولات هنری، مورد بحث قرار می گیرد.
حمیدرضا شش جوانی، پژوهشگر اقتصاد هنر در دانشگاه اراسموس روتردام هلند، تولید، توزیع و مصرف را سه عنصر کلیدی بازار هنر می داند و معتقد است اجزای نهادی بازار، پیرامون این عناصر شکل می گیرد. در بخش مصرف، مجموعه داران حقیقی و حقوقی(اعم از شرکت ها و موزه ها) فعال هستند و در بخش تولید، هنرمندان. در بخش توزیع بیشترین خدمات بازار هنر ارائه می گردد؛ که خود شامل خدمات درونی و بیرونی می باشد. خدمات درونی خدمات افراد حقیقی و حقوقی در بازار هنر است که شامل نمایشگاه ها، کارنماها، حراجی ها، گالری ها، جوایز، مجموعه داران حقوقی، دلالان، کیوریتور ها، منتقدان، خبرگان، کارشناسان تشخیص اصالت و موزه دارها می شود. خدمات درونی عموما از نوع خدماتی است که احتیاج به دانش تخصصی هنری دارد و رابطه اش با بخش تولید(هنرمندان) بیشتر و محکم تر است. خدمات بیرونی شامل بیمه ی آثار هنری، حمل و نقل، مشاوره ی هنری، رسانه های هنری، بورس هنر، حفاظت آثار، بانک داری هنری و صندوق های سرمایه گذاری می شود.
در پژوهشی که به بررسی بازار هنر ایران در منطقه ی خاورمیانه طی سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ توسط زهرا جهانبخش، دانشجوی دکتری اقتصاد هنر در دانشگاه سوربن فرانسه پرداخته شده، مجموع آثار هنری ایرانی ارائه شده در فروش های کریستیز دبی ۷۱۹ اثر از مجموع ۱۳۵ هنرمند است که از میان این تعداد ۵۵۸ اثر چکش خورده است. در مجموع، آثار را می توان به پنج دسته ی عمده ی نقاشی، نقاشی خط، عکاسی، مجسمه و چیدمان تقسیم کرد. با بررسی های انجام شده در بخش عکاسی، ۹۱ عکس فروخته شده، ۱۶ درصد کل آثار، توانسته است به مجموع فروش ۳/۲۵۲/۰۹۵ دلاری برسد که معادل ۸ درصد فروش کل آثار ایرانی است. با توجه به پیشینه ی تاریخی بسیار کم عکاسی در مقابل دیگر مدیوم ها در بازار هنر و به خصوص بازار منطقه می توان فروش آثار عکاسی ایرانی را نسبتا موفقیت آمیز دانست.
محمد افروغ، دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان در مبحثی در مورد توسعه ی اقتصادی هنر معتقد است: رشد و توسعه ی هنر و انواع رشته ها و گرایش های هنری، در بعد کمی و مهم تر از آن در بعد کیفی آثار و تولیدات هنری، به گونه ای که شرایط اقتصادی و معیشتی هنرمند بهبود یابد و متحول شود و توسعه و اقتصاد ملی نیز، از این به گشت، به تراز و سطح بالایی از جایگاه اقتصادی برسد، توسعه ی اقتصادی هنر را می سازد. همراه افزایش ظرفیت های تولیدی و رشد کمی تولید کالاهای هنری، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرش ها تغییر خواهد کرد، توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. به علاوه، می توان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهادها در فرآیند تولید نیز تغییر می کند. نگاه به توسعه ی اقتصادی هنر در کشورهای توسعه یافته و کشورهای توسعه نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه یافته، هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات هنرمندان است، در حالی که، در کشورهای توسعه نیافته، ایجاد امکانات اولیه و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.
باید پذیرفت که تجربیات این چند دهه نشان داده است که دستیابی به توسعه ی اقتصادی هنر برای کشورهای توسعه نیافته بسیار دشوار بوده است. جهان امروز، هنر را به مثابه ی تجارتی بزرگ می انگارد. نگاهی به اشتغال زایی این هنر-صنعت، از فرایند تولید گرفته تا پخش، حجم مبادلات اقتصادی و هنری را به ما نشان می دهد. توسعه اقتصادی هنر زمانی اتفاق می افتد که شاهد یک بسیج همگانی از سوی هنرمندان و مسئولان اجرایی و متولیان امر هنر در توجه و اهتمام جدی به اقتصاد هنر باشیم.
پلتفرم ۱۰۱ سعی در نزدیکی و هم پوشانی هر چه بیشتر مفاهیمی چون اقتصاد هنر و هنرمندان آماتور دارد تا بستر مناسبی برای گسترش فرهنگ و هنر باشد.
پلتفرم ۱۰۱ در پی آن است تا مجموعه‎ آثاری با ابعاد کوچک (١٠ در ١٥ سانتي‌متر) که ارزش هنری آنها را اندازه‌شان تعیین نمی‌‏کند به نمایش بگذارد. نمایشگاه لحظه ی قطعی، شامل عکس‎های دیجیتال و آنالوگی است که در دو بخش مدعو و فراخوان عمومی گردآوری شده است.
این نمایشگاه به یاد هنری کارتیه برسون خالق مفهوم «لحظه قطعی» برگذار می شود. هنری کارتیه برسون(۱۹۰۸-۲۰۰۴) عکاس فرانسوی که در ابداع و گسترش فوتوژورنالیسم و همچنین عکاسی لحظه‌ای و خیابانی نقش اساسی داشت.
او معتقد بود:«کسری از ثانیه وجود دارد که خلاقانه است. هنگامی که شما عکسی برمی‌دارید چشمان شما باید ترکیب یا بیانی را در حیات ببیند که به شما ارائه شده است و شما باید آن را در زمانی که عکس را برمی‌دارید درک کنید. این لحظه‌ای است که عکاس، آفریننده است.در عکاسی، کوچکترین چیزها می‌توانند بزرگترین سوژه‌ها باشند، ویژگی‌های کوچک می‌توانند به موضوعی مهم بدل شوند».
برگذاری نمایشگاه به صورت یک تور هنری سه ماهه رویدادی است جدید که پلتفرم ۱۰۱ به همراه هنرمندان و هنردوستان با هم آنرا تجربه کرده است. به این منظور، با شروع تابستان ۹۷ در گام نخست فضائی براي نمایش آثار هنرمندان در عمارت روبرو و گالری نگر فراهم شد و برای گام بعدی نمایشگاه که بلافاصله بعد از اتمام دور دوم در بیست و نهم تیر آغاز شد، نگارخانه چهار در نظر گرفته شد. گالری متن اصفهان میزبان دور چهارم نمایشگاه لحظه ی قطعی در نوزدهم امرداد بود و با بازگشت دوباره تور به تهران، دور پنجم بر روی دیوارهای گالری علیها از بیست و ششم امرداد خودنمایی کرد. اختتامیه این تور در گالری آریانا شهریور ماه برگذارشد.
پلتفرم ۱۰۱ از یک سو فرصتی است برای مردم تا به وسیله ی هنر، زندگی خود را دگرگون کنند و از سوی دیگر فرصتی است برای هنرمند تا هنرش را به صورتی عادلانه در اختیار همگان گذارد و به عبارتی دموکراتیزه کند. در این پلتفرم آثار با قیمت های ثابت یکصد و یک هزار تومان برای فروش عرضه می شوند و در طول دوره ی حراج با هر تگ‌ خرید بر روی یک اثر پنجاه هزار تومان به قیمت اضافه می شود و اثر می‌تواند به تعداد بیش از یکی تا آخرین قیمت پیشنهادی فروخته شود. پلتفرم ۱۰۱ می تواند نمونه ای وطنی برای گام نهادن درست در مسیر ناهموار معرفی آینده سازان هنر باشد.
در حال حاضر، در سراسر جهان، گروه های هنری فعالی به سازمان های هنری، واسطه ها، گالری ها، موزه ها، مدیران فرهنگی، سالن های تئانر و کنسرت فشار می آورند تا به هنرمندان در ازای خدماتشان پرداخت آبرومندانه ای داشته باشند و از آنها به دلیل موقعیت چانه زنی ضعیفشان سوء استفاده نکنند.
با این همه تغییراتی در راه است، هنرمندان جوان انفعال کمتری دارند و بعضی از آنان تحرک بیشتری دارند و کارآفرین تر شده اند. آنها دیگر منفعلانه منتظر نمی نشینند تا کسی بیاید و کشفشان کند. برای بسیاری از آنها تلاش برای فروش آثارشان دیگر تابو نیست، حتی اگر دست نوشته، طراحی یا نمایشنامه باشد.

در خیابان چه خبر است؟

ده گانه هنری کارتیه برسون برای عکاسی خیابانی

اریک کیم

ترجمه: رامین سعیدیان

 

 

درباره ی آثار هنری کارتیه برسون پدرخوانده عکاسی خیابانی، بسیار کم تحقیق شده است. عکس های برسون، انسان را تحت تأثیر قرار داده و باعث می شود هم عمیقا از آنها لذت برد و هم به فلسفه او در خلق این آثار احترام گذاشت.

۱- تمرکز بر هندسه

اگر به آثار کارتیه برسون خوب نگاه کنید، متوجه می شوید که او هندسه را در درون تصاویر خود به صورت شاعرانه ای اعمال کرده است. اگر به ترکیب تصاویر نگاه کنید، خطوط عمودی، افقی و مورب، منحنی ها، سایه ها، مثلث ها و مربع ها را می بینید که به نفع خود به خوبی مورد استفاده قرار داده است. برسون همچنین توجه ویژه ای به فریم ها نیز دارد.

نه تنها جهان را به آن صورت که‌می خواهد می بیند، بلکه به دنبال شکل و هندسه است که درون کادر به طور طبیعی رخ می دهد. با دیدن تصاویر برسون ذهن خود را باز کنید و محیط پیرامون خود را خوب ببینید. خطوطی را جستجو کنید که ممکن است به سوژه های شما منجر شود،که ممکن است تصویر شما را شکل دهد. با تصاویر شاعر شوید و بازیگران و عوامل جالبی را با هم ترکیب کنید.

۲-صبور باشید

هنری کارتیه-برسون در مورد “لحظه قطعی” می گوید: «گاهی اوقات به خودی خود می اندیشد، اما دیگران باید صبور باشند و منتظر بمانند». او بیرون می رفت و عکس می گرفت و فقط تصاویری که در اندیشه خودش بود را ثابت می کرد. هر آنچه در اندیشه او می گذشت در هر یک از عناصر تصاویرش (افراد، پس زمینه، فریم و ترکیب) به صورت کامل هویدا بود.

هنگامی که شما در فضای بیرون عکسبرداری می کنید و صحنه های جذابی را می بینید، کمی صبر کنید تا شخص مناسب برای تکمیل تصویر شما از راه برسد. اگرچه شاید دلتان نخواهد ساعاتی را که برای تعطیلات خود کنار گذاشته اید هدر بدهید، ولی صبر کنید تا زمان مناسب برسد. شما همیشه نیازی به رفتن به بیرون و شکار برای فرصت های عکاسی ندارید؛ اجازه دهید خود آنها به سراغ شما بیایند.

۳-سفر

برسون محل اصلی زندگی خود را ترک کرد و در مکانهایی مانند هند، همه اروپا، ایالات متحده، چین و همچنین آفریقا به عکس برداری مشغول شد . هنگامی که او به دور دنیا سفر کرد، توانست یک وجه ی دیگر از زندگی را به تصویر بکشد و بیشتر از قبل در مورد زندگی مردمان محلی آموخت. به عنوان مثال زمانی که او در هند عکاسی می کرد، در حدود یک سال در آنجا ماند و خود را در فرهنگ آنجا غوطه ور کرد.

عکاسی خیابانی در سفر موجب کشف زوایای پنهان کشورهای مختلف و فرهنگ آنها، و الهام بخش برای باز شدن افق های تازه ای در زندگی روزمره و لذت بردن از سفر خواهد بود.

۴- انتخاب لنز

گرچه برسون با چندین لنز مختلف کار می کرد، اما تنها لنز 50 میلیمتری بود که برای چندین دهه گسترش دید چشم های او را باعث شد. وقتی که بیرون می روید و  عکسبرداری می کنید، سعی کنید ذهنیت مشابهی را اعمال کنید. یک فاصله کانونی نزدیک به شما کمک می کند، بینایی هنری خود را تقویت کنید. شما قادر خواهید بود فیگورهای طبیعی را در زندگی روزمره ببینید و دقیقا بدانید که چگونه تصاویر شما هنگام عکسبرداری از زوایای مختلف و فاصله ها ظاهر می شود.

۵- عکس از کودکان

یکی از عکس های تاثیرگذار برسون پسر کوچولویی است که دو بطری شیشه ای را در میان دستانش حمل می کند و قهرمانانه در حال راه رفتن است. وقتی اولین بار این تصویر را میبینید، آن به درون قلبتان نفوذ می کند و باعث می شود به دوران کودکیتان پرتاب شوید. هنری کارتیه برسون استاد در گرفتن عکس از کودکان در حالت طبیعی خودشان است. خلق تصاویری که نوستالژی زیبایی به بینندگان خود منتقل می کند.

کودکان در هنگام عکسبرداری در خیابان، کودکانی بزرگ شده هستند. خود واقعی آنها در مقابل دوربین نیستند و اغلب حقیقتشان را نادیده می گیرند. بنابراین شما قادر به گرفتن جوهر واقعی خود در درون آنها هستید: بازیگوش،کنجکاو و شاید کمی غمگین.

۶-مهارت گربه ای

اگر شما عکس های برسون را خوب مشاهده کنید، می توانید ببینید که او دارای مهارت گربه ای است و بسیار تند و سریع است. اگر یک صحنه را که می خواهید شکار کنید، دوربین خود را به سرعت به جلوی چشم خود بیاورید و قبل از اینکه کسی متوجه شما شود، حرکت کند عکس بگیرید، مهارت گربه ای بودن را خوب آموخته اید.

۷-دنیا را به مانند یک نقاش ببینید

قبل از اینکه هنری کارتیه-برسون به عکاسی روی بیاورد، در ابتدا علاقه مند به نقاشی بود. هنگامی که عکاسی کشف شد، زیبایی شناسی مشابه ای که در نقاشی های کلاسیک به کار برده می شد را درون تصاویر اعمال کرد.

به منظور تبدیل شدن به یک عکاس خیابانی بهتر، کار نقاشان را مطالعه کنید. ببینید که چگونه از فریم، ترکیب، افراد و صحنه ها استفاده می کنند. یک نقاش کاملا جذاب در این مورد، ادوارد هاپر است که اساسا یک عکاس خیابانی است که با یک قلم مو مسلح شده است. فقط با الهامات خود از کتابهای عکاسی محدود نشوید، اشکال دیگر هنرهای کلاسیک، مدرن، سورئال و انتزاعی را کشف کنید.

۸- عکسها را نبرید

برسون شدیدا مخالف برش در عکس ها بود. او معتقد بود هر زمان که شما در حال گرفتن یک عکس هستید، همه کارها باید در درون کادر دوربین انجام شود. اگر کادر و یا ترکیب بندی اش کم بود، او آن تصویر را نادیده می گرفت.با این حال و با وجود این پیش شرط، یکی از معروف ترین عکس های او (پریدن مرد) بریده شده است؛  زیرا سمت چپ کادر عکس به خاطر اجبار برسون در سریع عکس گرفتن توسط حصاری سیاه شده است.

بهتر است بتوانید عکاسی خیابانی خود را بدون برداشت دوباره انجام دهید. تکرارهای بی رویه، هنگامی که در فضای واقعی عکسبرداری می کنید بینش عکاسی شما را مختل می کند، با تکرار کادربندی ها و انتخاب و اصلاح عکس ها، خودتان را تنبل می کنید.

۹-نگران پردازش نباشید

گرچه برسون می دانست که چگونه عکس خود را پردازش و اصلاح کند، با این حال او هرگز آن را انجام نمی دهد. او بیرون میرود و عکسبرداری میکند و عکسهایش را به افرادی که به آن اعتماد دارد می فرستد، که برای او آن را پردازش می کنند. این کار به او مزیت بزرگی داد زیرا اجازه می دهد تا زمان کمتری در اتاق تاریک صرف کند و زمان بیشتری را صرف عکسبرداری کند. در این عصر مدرن و دیجیتال، عکاسان بیش از حد در مورد پردازش نگران هستند. اگر شما یک عکس بد بگیرید، هیچ مقدار  پردازش و اصلاح نمی تواند آن را بهتر کند.

۱۰- همیشه برای تصاویر بیشتر تلاش کنید

هنری کارتیه برسون هرگز به تصاویرش تعلق عاطفی نداشته است. در مستند “من از او تماشا کردم”، تهیه کنندگان سعی کردند او را با چاپ و به نمایش گذاشتن همه کارهای کلاسیک و قبلی خودش بر روی دیوارهای یک گالری که در آنجا با او مصاحبه داشتند، معرفی کنند. با این حال، برسون با علاقه کمی به مجموعه عکس ها نگاه کرد و به آنها گفت که هنگامی که یک عکس گرفته، به سادگی از آن عبور می کند و عکس بعدی را برای شکار کردن دنبال می کند. اگر چه عالی است که از کار شما قدردانی شود،ولی کار خود را هرگز نباید تکرار کرد و به عقب برگشت. اگر یک مجموعه بزرگ از تصاویر دارید، تلاش کنید تصاویر بیشتر و متفاوت تری بدست آورید. ناراضی و ناراحت نشوید، همیشه برای عظمت تلاش کنید.

10 Things Henri Cartier-Bresson Can Teach You About Street Photography

Eric Kim

 Don’t forget to order the new re-print of “The Decisive Moment” by Henri Cartier-Bresson!
I have been doing quite a bit of research into Henri Cartier-Bresson, the godfather of street photography.
Although my current approach in street photography is more like Bruce Gilden and less of Henri Cartier-Bresson, HCB influenced much of my earlier work and I still deeply respect his photography and philosophies. I hope you are able to enjoy these things I believe you can learn from Henri Cartier-Bresson about street photography. Keep reading to become inspired and learn more.

1. Focus on geometry
If you look at the work of Henri Cartier-Bresson, he applied geometry to his images poetically. If you look at the composition of his images he integrated vertical, horizontal, and diagonal lines, curves, shadows, triangles, circles, and squares to his advantage. He also paid particular attention to frames as well.
Don’t only see the world as it is, look for shapes and geometry that occur naturally as well. Open up your mind and break your environment into different formal elements. Look for lines that may lead to your subjects or squares that may frame your image. Become poetic with your images and integrate interesting actors and stages when you are out shooting.

2. Be patient
When Henri Cartier-Bresson would talk about “The Decisive Moment” he said sometimes it would be spontaneous but others times he had to be patient and wait for it. Regardless he was very methodological when he would go out and shoot, and would only keep his images if every element of his image (people, background, framing, and composition) were perfect.
When you are out shooting and you see fascinating scenes, wait for the right person to walk by to complete your image. Although you don’t want to camp out for hours on end to wait for the right moment to occur, practice a bit of patience. You don’t always need to go out and hunt for photo-opportunities. Allow them to come to you.

3. Travel
Henri Cartier-Bresson traveled the world and shot in places such as India, all of Europe, the United States, China, as well as Africa. When he traveled the world, he was able to capture a different slice of life and learn more about the local people he was with. For example when he was shooting in India—he stayed there for around a year and immersed himself into the culture.
Although it is great to shoot street photography in your backyard, it is great to travel as often as you can. Explore different countries and cultures, and it will help inspire your photography and open your eyes.

4. Stick to one lens
Although Henri Cartier-Bresson shot with several different lenses while on-assignment working for Magnum, he would only shoot with a 50mm if he was shooting for himself. By being faithful to that lens for decades, the camera truly became “an extension of his eye”.
Apply the same mentality to when you go out and shoot. I encourage people to use different focal lengths to see the world differently and experiment—but ultimately sticking with one focal length will help you solidify your artistic vision. You will be able to see natural framelines in your everyday life, and know exactly how your photos will appear when shooting from certain angles and distances.

5. Take photos of children
One of my favorite photos by Henri Cartier-Bresson is of this little boy carrying two bottles of wine under his arms, with the triumphant grin of a champion. When I first saw the image, it struck me in the heart as it reminded me of my own childhood. Henri Cartier-Bresson was a master at taking photos of children in their natural playful state, creating images that convey beautiful nostalgia to his viewers.
Nowadays it is incredibly difficult to shoot children (all of this hysteria in the news about pedophilia and kidnappings). However children are great subjects to shoot when it comes to street photography. In my experience I have noticed that they don’t mind being in front of the camera, and often ignore it. Therefore you are able to capture their true essence: playful, curious, and often mischievous.

6. Be unobtrusive
When Henri Cartier-Bresson would shoot on the streets, he would stay as low-key and unobtrusive as he could. I even read that he would cover his chrome Leica in black tape and even sometimes with a hankerchief to make it less noticeable when he was out shooting. Most of the images that he captured his subjects were oblivious of the camera, and thus truly candid.
If you wish to shoot the same way, wear clothes that blend into your environment and work quickly and don’t linger. If you see videos of Henri Cartier-Bresson shooting you can see that he has the dexterity of a feline and is quite agile and quick. If you see a scene you want to capture, quickly bring your camera up to your eye and move on before anybody can notice you.

7. See the world like a painter
Before Henri Cartier-Bresson got into photography, he was actually first interested in painting. Once HCB discovered photography, he applied the same aesthetics in classical painting into his images. For HCB composition was extremely essential, and his images reflect that of romantic painters before him. Interestingly enough when he was much older, he actually denounced photography and focused the rest of his life in drawing.
In order to become a better street photographer, study the work of painters. See how they utilize framing, composition, people, and scenes. One painter that I find absolutely fascinating is Edward Hopper, who was essentially a street photographer armed with a paintbrush. Don’t just limit your inspiration from photography books, explore other forms of classical, modern, surreal, and abstract art as well.

8. Don’t crop
Henri Cartier-Bresson was vehemently opposed to cropping. He believed that whenever you took a photo, it should always be done in-camera. If his framing or composition was a bit off, he would disregard the image.
However, as a caveat, one of his most famous pictures (the jumping man) was cropped— because Henri Cartier-Bresson said that he had to shoot it looking through a fence.
Although my personal philosophy is a bit more lax on cropping, I still believe it is best if you can achieve your street photography without cropping. If you crop too often, you become lazy with your framing when you are actually shooting which will hinder your photographic vision.

9. Don’t worry about processing
Although Henri-Cartier Bresson knew how to process and develop his own film, he never did it by himself. He would go out and shoot and send his photos to people he trusted, who would develop it for him. This gave him a huge advantage because it would allow how to spend less time in the darkroom, and more time out shooting.
In this modern and digital age, photographers are too concerned about post-processing. Although I do enjoy post-processing my images from RAW into black and white, spending too much time in post-processing will hinder you. If you shoot a bad photo, no amount of “photoshopping” can make it any better.

10. Always strive for more
Henri Cartier-Bresson never had much of an emotional attachment to his images. In the documentary I watched of him, they tried to surprise him by printing and showing him all of his classic and earlier work on the walls of the gallery they were interviewing him at. However HCB looked at them with little interest and told them that once he took a photo, he would simply move on and look for the next photo.

Although it is great to appreciate your work, never idolize your work and let it hold you back. If you have a great portfolio of images, strive to get even better images. Don’t become satisfied and complacent. Always strive for greatness.